الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
56
كتاب النكاح ( فارسى )
نمىشود و از سهم ارث ولدش آزاد مىشود ، اين شخص وجوب حجاب دارد پس به طريق اولى زنان آزاد بايد حجاب داشته باشند و به همين جهت اين روايت صريح است . طايفهء پنجم : روايات كثيرهاى « 1 » كه از استثناءات بحث مىكند آيا زن آزاد مىتواند در مقابل « خَصّى » ( خواجه ) سرش را برهنه كند ؟ روايات در زمينهء خصى مختلف است ، بعضى روايات خصى را مردى مىدانند كه قواى مردانگى را از او گرفتهاند ولى چون مرد است نبايد در مقابل او مكشوف الرأس ظاهر شوند ، تعدادى از اين روايات هم مىگويد خصى مستثنا است و شايد داخل در مستثناى « غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ » است كه فتوى به جواز مىدهند . در اين باب « 2 » تعدادى از روايات اجازه مىدهد و تعدادى هم منع مىكند ، بعضى بين دو طايفه جمع كرده و حمل بر كراهت كردهاند ، ولى بحث ما در اين نيست بلكه بحث در حجاب است به اين بيان كه چون حجاب واجب بوده لذا از خصى سؤال مىكند و اگر بنا بود حجاب واجب نباشد معنى نداشت كه از خصى و از مستثنيات سؤال كند و روايات مجوّزه و مانعهء اين باب هر دو براى ما دلالت مىكند ، چون على اىّ حال سؤال و جواب از مستثنى است . * . . . عن على بن على اخى دعبل عن الرضا عن آبائه عن الحسين عليهم السلام قال : ادخِلَ على اختى سكينة بنت علىّ خادم ( به قرينهء ذيل روايت ، خادم ، خصى بوده است ) فغطَّتْ رأسها منه فقيل لها : انّه خادم ( خصى است ) فقالت : هو رجل مُنع من شهوته . « 3 » ما در اينجا نمىخواهيم به فعل حضرت سكينه استناد كنيم تا بگوئيد جزء معصومين نيست ما مىخواهيم چون راوى « عن الحسين » دارد ، يعنى امام حسين عليه السلام به اين كار راضى بوده است و اين روايت نشان مىدهد كه پرهيز كردن خوب است ، حال يا مستحبّ است يا واجب ، شايد استدلال حضرت سكينه عليها السلام دليل بر وجوب باشد چون از مردان واجب است كه بپوشانند . * . . . عن محمد بن اسماعيل بزيع قال سألت أبا الحسن الرضا عليه السلام عن قِناع الحرائر من الخصيّات ( معلوم مىشود كه غير خصيّات از مسلّمات بوده است ) ، فقال : كانوا يدخلون على بنات ابى الحسن عليه السلام ( مراد موسى بن جعفر است ) و لا يتقَنَّعْنَ ، قلت : فكانوا احراراً ( خصىها احرار بودند ) ؟ قال : لا ، قلت : فالاحرار يُتَقَنَّعُ منهم ؟ قال : لا . « 4 » خصى چه حر باشد و چه عبد ، به خاطر اينكه خصى است زنان لازم نيست قناعى داشته باشند . اين روايت از روايات مجوّزه و روايت قبلى از روايات ناهيه است . جمع بين اين روايات چگونه است ؟ كارى به جمع بين روايات نداريم و فقط براى بحث حجاب به آن استدلال مىكنيم كه بر بحث ما دلالت دارد . 39 ادامهء مسئلهء 23 . . . . . 25 / 8 / 78 طايفهء ششم : احاديثى است كه در باب 126 آمده و دو مسأله را عنوان مىكند : 1 - جاريه ( دختر ) از چه زمانى بايد حجاب را رعايت كند ( از اصل وجوب حجاب بحث نيست ، پس مسلّم بوده است ) . اين روايات مىگويد وقتى بالغ شد بايد خمار و روسرى داشته باشد . 2 - از چه موقعى زنان خودشان را از پسرها بپوشانند ؟ و روايات مىگويد تا پسر بالغ نشده لازم نيست زنان خود را از او بپوشانند و دليل بر اين است كه اصل مسئلهء حجاب مسلم و قطعى بوده و فقط زمان آن محلّ اختلاف است . در اين باب چهار روايت است كه هر چهار روايت دليل بر بحث ما مىشود : * . . . عن محمد بن مسلم عن أبى جعفر عليه السلام ( امام باقر ) قال : لا يصلح للجارية اذا حاضت الّا أن تَخْتمرّ الّا أن لا تجده ( خمار نداشته باشد و يا پيدا نكند ) . « 5 » * عبد اللّه بن جعفر فى قرب الاسناد . . . عن الرّضا عليه السلام قال : لا تُغطّى المرأة رأسها من الغلام حتّى يبلغ الغلام . « 6 » طايفهء هفتم : رواياتى در باب 124 در مورد اين كه آيا زن بايد خود را از عبدش بپوشاند يا نه ؟ در اين باب بعضى روايات دلالت بر پوشش و بعضى دلالت بر عدم پوشش دارد . * عن يونس بن عمّار و يونس بن يعقوب جميعاً عن أبى عبد اللّه عليه السلام : لا يحلّ للمرأة أن ينظر عبدها الى شىء من جسدها الّا إلى شعرها غير متعمّدٍ لذلك ، « 7 » ( نظر ريبه و لذّت نداشته باشد ) .
--> ( 1 ) باب 125 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 2 ) باب 125 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 3 ) ح 7 ، باب 125 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 4 ) ح 3 ، باب 125 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 5 ) ح 1 ، باب 126 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 6 ) ح 4 ، باب 126 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 7 ) ح 1 ، باب 124 از ابواب مقدّمات نكاح .